تبليغاتX
بادبادک
گوشه ای نشسته بود 

گوشه اي نشسته بود ....
در انتظار يك لبخند ت بود...
وتو براي ديگري اشك مي ريختي.
از عشقت مي سوخت...
و تو مي خواستي آتش عشقت را در دل ديگري بيفروزي.
با چشمانش فرياد مي زد"دوستت دارم"...
و تو براي ديگري قصه ي عشقت را مي خواندي.
خسته شد...آن گوشه ديگر نتوانست وسعت عشقش را تحمل كند.
آهسته به طرفت آمد.ولي تو دوان دوان به سوي ديگري مي رفتي.
صدايت كرد..ايستادي...ولي دوباره به راهت ادامه دادي.
پشت سرش گفتي:او چقدر نامهربان بود. من چند ثانيه دير تر به عشقم رسيدم.
ولي او هر روز در همان گوشه زمزمه مي كند:
او چقدر مهربان بود كه عشق مرا ناديده گرفت و به راهش ادامه داد.
 
سلام خیلی وقت نیومدم اینجا دلم برای بادبادکم (.)شده بود تا اینکه با خوندن یه مطلب تو یکی از وبلاگها دوباره حس شعر نویسی ام گل کرد....

|+| نوشته شده توسط نسرین در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 | موضوع:
بابای زهرا فرشته است 

باباي زهرا، فرشته است...
مامان...مامان...بيا خونه شون كسي نيست...صداشون نمياد.صداي زهزا هم نمياد
مادر آرام بغض كرد...آهي كشيد.چه مي ديد؟پسركش اورا به دزدي فرا خوانده بود..دزدي گيلاس هاي همسايه.
پسرك التماس مي كرد...ديوار همسايه اورا صدا مي زد..
مامان من گيلاس مي خوام...من گيلاس مي خوام.
ناگهان دستي به اين طرف ديوار آمد.دستي پر از گيلاس.
مادر،چهره اش مانند گيلاس سرخ شده بود...همسايه شان خانه بود...آنها حرفهاي پسرك را شنيده بودند.به طرف اتاق رفت.
پسرك به طرف دستها رفت.گيلاسي برداشت...فكري به ذهنش رسيد....گفت:هي...تو كي هستي؟من از تو گيلاس نمي خوام...مامانم گفته از دست غريبه ها چيزي نگير...
دست لب باز كرد...
من...من...؟!كه غريبه نيستم.درختم....درخت زهرا.زهرا از من خواست اين گيلاس هارو به تو بدم.
پسرك حرف او را باور كرد...دهنش آب افتاد...گيلاس ها را گرفت...ريز ريز خورد.مادرش را صدا كرد...حرفهايش مثل هسته هاي گيلاس از دهنش بيرون مي ريختند..حرفهايي آبدار و شيرين.
مامان....مامان...منم يه درخت مي خوام...مثل درخت زهرا...خوش به حالش...عجب درخت مهربوني دارن..
مادر خنديد ....خنده بعد از سالها همان لبهايش شد...از روزي كه درخت آنها لبخندهايشان را با خود به سفر برده بود....آري..روزي آنها هم درختي داشتند.
به پسرك گفت:نه پسرم...اون كه درخت نبود... باباي زهرافرشته است.

|+| نوشته شده توسط نسرین در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 | موضوع:
بالا