تبليغاتX
بادبادک
خدانگهدار 
سلام فکر کنم وقت خداحافظی با بادبادکم برای چند ماه رسیده و البته گذشته..
چند ماه بعد کنکور دارم و باید تموم وقتم رو صرف کنکور کنم.
مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟اون هایی که تا حالاش هم تو پرواز بادبادکم کمکم کردن ممنون.خدانگهدار تا بعد از کنکور"""تا پروازی دیگر در آسمان آبیتان"""
دلم براتون تنگ مي شه......
|+| نوشته شده توسط نسرین در شنبه هجدهم اسفند 1386 | موضوع:
 


سحر نسيمش را بيدار كرد،آب وضويش را گرفت و سجاده رو به قبله ايستاد.
"زير چنارهاي خيابان قدم مي زدي"

السلام عليك ايها النبي و رحمته الله و بركاة
و.....

صداي پاي ساعتها شب را بيدار كرد،شب چادر نمازش را به سر كرد،مهر تيمم كرد.

نماز اشا مي خوانم واجب قربتا"الي
الله
قدم هايت گاه تند مي شد و گاه آهسته
و....
السلام عليك ايها النبي و رحمت الله و بركاة
السلام علينا والا عبادالله الصالحين
السلام عليكم و رحمت الله و بركاة

چراغ هاي بالاي سرت مي خواستند درخششان را به رخ ماه بكشند.
حواس ماه جاي ديگري پرسه مي زد.
داشت دعاي آخر نماز را مي خواند.
مهر بوسه اي به قرآن زد،قرآن صفحه هايش را يكي پس از ديگري از بر كرد.
تسبيح تند تند مهره هايش را جابه جا مي كرد و زير لب چيزي مي گفت.
"و تو هنوز زير چنارها قدم مي زني"

|+| نوشته شده توسط نسرین در چهارشنبه یکم اسفند 1386 | موضوع:
بالا