بادبادک |
|
درباره وبلاگ
![]() سلام. خوبین؟ مرسی که سری هم به بابادک من زدید
من تازه اول راهم.میخوام یه وب لاگ جالب داشته باشم. با نظراتون همراهیم کنین منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
"زير چنارهاي خيابان قدم مي زدي" السلام عليك ايها النبي و رحمته الله و بركاة و..... صداي پاي ساعتها شب را بيدار كرد،شب چادر نمازش را به سر كرد،مهر تيمم كرد. نماز اشا مي خوانم واجب قربتا"الي الله قدم هايت گاه تند مي شد و گاه آهسته و.... السلام عليك ايها النبي و رحمت الله و بركاة السلام علينا والا عبادالله الصالحين السلام عليكم و رحمت الله و بركاة چراغ هاي بالاي سرت مي خواستند درخششان را به رخ ماه بكشند. حواس ماه جاي ديگري پرسه مي زد. داشت دعاي آخر نماز را مي خواند. مهر بوسه اي به قرآن زد،قرآن صفحه هايش را يكي پس از ديگري از بر كرد. تسبيح تند تند مهره هايش را جابه جا مي كرد و زير لب چيزي مي گفت. "و تو هنوز زير چنارها قدم مي زني" |+| نوشته شده توسط نسرین در چهارشنبه یکم اسفند 1386 | موضوع: |
|
|